خواجه نصير الدين الطوسي ( كوشش مصطفى بروجردى )
352
بازنگارى اساس الاقتباس ( فارسى )
جزئى نيز به همين قياس ، داراى ده ضرب است . نقيض آن در صغراى شكل اوّل و سوم واقع نمىشود . سالبهء جزئى داراى پانزده ضرب است و نقيضاش در صغرى و كبراى همهء اشكال واقع مىگردد . اين بود احوال قياس خلف . قياس خلف را مىتوان به قياس مستقيم برگرداند . بدينگونه كه بعد از قياس خلف ، قياس معكوس ذكر شود ، زيرا قياس خلف ، از نقيض نتيجهء مطلوب و مقدمهء مسلّم تأليف شده و منتج قضيهاى است كه نادرست و ممنوع است . بنابراين اگر نقيض نتيجهء ممنوع را كه حتما مسلّم است با آن مقدمهء مسلّم تأليف كنيم از راه مستقيم ، نتيجهء مطلوب به دست مىآيد . اكنون ، اگر اصل قياس خلف بر هيأت شكل اوّل باشد و نقيض مطلوب به عنوان صغرى قرار گرفته باشد ، رد آن به قياس مستقيم بر هيأت شكل دوم خواهد شد . اگر نقيض مطلوب كبرى باشد ، بر هيأت شكل سوم خواهد گرديد . نقيض نتيجهء فاسد و رد ، در آن مقدمهاى قرار مىگيرد كه نقيض مطلوب خلف در آن مقدمه باشد . اگر قياس خلف بر هيأت شكل دوم باشد و نقيض مطلوب به عنوان صغرى قرار گرفته باشد ، رد آن به قياس مستقيم بر هيأت شكل اوّل است و اگر نقيض مطلوب كبرى باشد ، بر هيأت شكل سوم خواهد شد . نقيض نتيجهء فاسد ، هميشه نتيجه ندارد و در صغراى قياس مستقيم قرار مىگيرد . اگر قياس خلف بر هيأت شكل سوم باشد و نقيض مطلوب صغرى باشد ، رد آن به قياس مستقيم بر هيأت شكل دوم است و اگر نقيض مطلوب كبرى باشد ، بر هيأت شكل سوم خواهد شد . نقيض نتيجهء فاسد هميشه در كبراى قياس مستقيم قرار مىگيرد . اگر قياس خلف بر هيأت شكل چهارم باشد ، قياس رد نيز بر همين شكل خواهد بود . نقيض نتيجهء فاسد ، در قياس رد هميشه در مقدمهاى واقع مىشود كه نقيض مطلوب در قياس خلف در آن مقدمه نبود . هرچند اين احكام ، از قياس عكس معلوم شده است ، اما در اينجا مثالهايى را كه مربوط به اين موضع بود ، در جدول « 42 » آوردهايم . « 1 » در باقى اقترانها نيز همينگونه است .
--> ( 1 ) - ر . ك : جدول شماره 42 ، صص 711 و 712 .